سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
تبلیغ تی وی
');"> توکـــــل بــــه خـــــدا
سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
تبلیغ تی وی

توکـــــل بــــه خـــــدا

 

یه نفر خوابش میاد واسه خواب جا نداره یه نفر لقمه ی نون واسه ی فردا نداره

یه نفر می شینه و اسکناساشو می شموره میخواد امتحان کنه که تا داره یا نداره

یه نفر از بس بزرگه خونشون گم میشه توش اون یکی اتاقشون واسه همه جا نداره

بابا میخواد واسه دخترش عروسک بخره انتخاب هم میکنه ، پولشو اما نداره

یکی دفترش پر از نقاشی و خط خطیه اون یکی مداد برای آب و بابا نداره

یکی ویلای کنار دریاشون قصره ولی اون یکی حتی تو فکرش آب دریا نداره

یکی بعد مدرسه توپ چهل تیکه میخواد مامانش میگه اینا گرونه اینجا نداره

یه نفر تولدش مهمونیه ، همه میان یکی تقویم واسه خط زدن رو روزا نداره

یکی هر هفته یه روز پزشکشون میاد خونش یکی داره میمیره ، خرج مداوا نداره

یکی انشاشو میده توی خونه صحیح کنن یکی از بر شده درد و ، دیگه انشاء نداره

یه نفر می ارزه امضاش به هزارتا عالمی یکی بعد عمری رنج و زحمت امضا نداره

تو کلاس صحبت چیزی میشه که همه دارن یکی میپرسه آخه چرا مال ما نداره

یکی دوس داره که کارتون ببینه اما کجا ؟ یکی انقد دیده که میل تماشا نداره

یکی از واحدای بالای برجشون میگه یکی اما خونشون اتاق بالا نداره

یکی جای خاله بازی کلاس شنا میره یکی چیزی واسه نقاشی ابرا نداره

یکی پول نداره تا دو روز به شهرشون بره یکی طاقت واسه ی صدور ویزا نداره

یکی فکر آخرین رژیمای غذاییه یکی از بس نخورده که نخورده شب و روز نا نداره

همیشه تو دنیا کلی فرقه بین آدما این یه قانون شده و دیروز و حالا نداره

خدا به هر کسی هرچی دلش میخواد میده همه چی دست اونه ، ربطی به شعرا نداره

آدما از یه جا اومدن ، همه میرن یه جا اونجا فرقی بین فقیر و دارا نداره

کاش یه روزی بشه که دیگه نشه جمله ای ساخت

با نمیشه ، با نمیخوام ، با نشد ، با نداره


نوشته شده در چهارشنبه 89/10/29ساعت 9:13 صبح توسط ایمان نظرات ( ) |

hamtaraneh.com

 می گویند بودا هر گاه با بی احترامی یا بد رفتاری کسی مواجه میشد،

از او تشکر می کرد! وقتی علت را می پرسیدند.
 

 

بودا می گفت: "زندگی آینه ای است که ما خود را در آن می بینیم،  

نوع رفتار دیگران با ما نشانه ی وجود منشاء آن نوع رفتار در خود ماست

که بعنوان همسان جذب شده است و بدینگونه می توان عیوب خود را یافت،

اگر مخالفان خود را به‌ پای چوبه‌ی اعدام می کشانی،  

بدان‌ صاحب عقلی هستی بسان طناب  

و اگر مخالفان خود را به‌ زندان می فرستی،  

بدان صاحب عقلی هستی بسان قفس  

و اگر با مخالفان خود به‌ جنگ درمی افتی  

بدان صاحب عقلی هستی بسان چاقو  

و اما اگر با مخالفان خود به‌ بحث و گفتگو می پردازی

و آنها را متقاعد می سازی و به‌ سخنان حق آنها قناعت می کنی،  

بدان صاحب عقلی هستی‌ بسان عقل!"

 


نوشته شده در چهارشنبه 89/10/15ساعت 9:20 صبح توسط ایمان نظرات ( ) |

 

زمانی را برای رسیدن به فراسو بگذار

و زمانی را برای یافتن لبخند

و در این فراسو سیر کن.

با سکوت و بی هیچ حزن و درد،

به زندگی بزرگ و جدید پا بگذار

و لبخند را بیازمای.

وقتی فکر می کنی می توانی،

یقیناً خواهی توانست،

یقیناً سپیدی و درستی را می یابی

پس راهی را ادامه بده تا به فراسو برسی.

موفّقیّت به دست می آید

زمانی در جایی راه را خواهی یافت،

 نا امیدی درون را بمیران.


نوشته شده در سه شنبه 89/10/7ساعت 1:14 عصر توسط ایمان نظرات ( ) |

 با عرض پوزش برای تاخیر در ثبت مطلب

مربوط به روز قبل از شب یلدا می باشد

hamtaraneh.com


 

این روزا که همه مشغول خرید شب یلدا هستید

 یاد نیازمندان آبرومندی که یلدا در خانه آنها مفهومی نداردهم باشید.

خیلی قشنگ میشه اگر این رسم دیرینه پارسی در همه خانه ها

چه فقیر و چه غنی به گرمی برگزار بشه.




hamtaraneh.com


 

شب یلداست...

و فردا اول دی ماه،

من امشب در میان کوچه های سرد و تنهایی...

شب طولانی سرما،

و مردان و زنان و کودکانی در میان کوچه ها،

بی کس و تنها ...

به سان کرم پیچاپیچ*، خانه شان بر دوش

آرزوشان گاه، تنها یک پتو

و گاهی نان سنگک، بی پنیر و بی کره، بی هیچ....

گاه شاید روزها باشد که نانی هم نخورده اند

کمی بالاتر از دیوار سرما در جنوب شهر

میان خانه های گرم بالا شهر

آدم ها کنار سفره ی یلدا

میان سفره هاشان

انار و پسته و آجیل

هندوانه و لیمو و پرتقال

تفال حافظ و موسیقی و رقص و هیاهوو قیل و قال

من اما خسته ام از این همه دوری و بی مهری

از این فریاد

من امشب ساختم جمعی

تا بگیرم دست انسانهای کارتن خواب را آرام

و بفشارم میان دستهای خویش

در این شب

شب یلدا، شب سرما

من امشب می شوم:

روشنی بخش خانه های کودکان و مردم بی کس

و گرما بخش شب سرد زمستان شان

من امشب می برم یک بسته گرم شب یلدا

و لبخندی نشانم بر لبان کودکان و مردم خوابیده در سرما

و اکنون می نویسم من:

شب یلدا، شب زیبا، شب گرما

hamtaraneh.com

 

 


نوشته شده در پنج شنبه 89/10/2ساعت 9:17 صبح توسط ایمان نظرات ( ) |


Design By : Pichak

جاوا اسکریپت

کد ماوس